تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


دنیا  

به دنیا سلام وبه دنیا جواب
همه هستی من به دنیا خطاب
نه گفتار دارم که از من بود
نه رفتار دارم که خاکی بود
همه حرفم اینست پویا شوم
چو نامم تهی از تمنا شوم
به عشقم سلامو زعشقم سکوت
چو من نیست دیوانه معنا شوم
به مهدم سلامو زمهدم سکوت
چو این است نامش چه تنها شوم
خدایا به دنیای من رحم کن
که من عاشقم.عشق شیدا شوم
سکوتم نه از ترس این بزم بود
که بی خانه را ترس دنیا نبود
ندارم دگر طاقت این فراق
خدایا رسانش که مهدیه بود

ادامه مطلب  

خاک و میهمان ،تشییع جنازه و مجلس ختم،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

خاک و میهمان
مراسم تشییع جنازهشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)........................................ای خاک نگر اینک،جانم به تو میهمان استاین نور دو چشمانم،دیگر به تو میهمان استای خاک پذیرا شو،میهمان جدید آمدتو خورده نگیر از او،یک فرد جدید آمدامشب به درون تو،مهمان بود او آریباشد شب اول در ،قبرش گل من آریآیند ملک ها و، پرسند سئوال از اواز دین و خدا پرسند،اعمال نکوی اوگویند بگو جانم،از خالق و از ربتبر گو ز دین خود،پیغمبر و آئینتگویند امامت کیست،ای ب

ادامه مطلب  

باز دلم تنگه  

اینکه باید تحمل کرد رو میدونم،اینکه باید سکوت کرد رو میدونم اما با دل چه کنم رو نمیدونم!
همسرجان کلی بهم اینروزها رسیدگی کرد،سفرهای خوبی داشتیم،رشت،اراک،تهرانگردی و... لواشک،گلدون و ازهمه بهتر بخاری برام گرفت که اتاق سرده و من همش یخ میزدم،الانم روشن کردم وکلی گرمم شده.دستت دردنکنه دلبری
دوستت دارم

ادامه مطلب  

اقا جون  

بعضی وقتا یک حسهای رو از ادمایی میگیریم که حتی باهاشون همصحبتم نشدیم
نا خوداگاه مهرشون به دلمون میشینن ...وقتی اسمشون میاریم یک لبخند رو لبمون میشینه
امروز اقا جون راه دورمو از دست دادم ....همونی که وقتی میگفتم اقا جون لبخند رو لبام میومد.
اقا جون وقتی شنیدم همون حالی بهم دست داد که خبر مامانمو...
همون خالی شدن از درون اون تلخ شدن زهرماری دهن
اروم بخواب اقا جون که جات پیش خدا امن تر از این پایین پیش ادماست
روحت شاد

ادامه مطلب  

Thats Winter  

بالاخره زمستان چهره واقعی خودش رو به نمایش گذاشت. خیلی از مناطق ایران سفیدپوش شدند. این بارش رحمت الهی چند روزی کام کشاورزا، دامدارها و حتی مردم شهرهای مختلف رو شیرین کرد. چون کام تشنه سرزمین ما خیلی نیاز به این بارش ها داشت؛ امیدوارم همچنان ادامه داشته باشد...
فقط الآن فکر من پیش اون سربازهای عزیزی مونده که توی این برف و بوران و سرما، بالای برجک یا روی زمین دارن پست میدن. من خودم تجربه این وضعیت رو دارم. خیلی سخته؛ سرما حتی از لابلای چندین لبا

ادامه مطلب  

Thats Winter  

بالاخره زمستان چهره واقعی خودش رو به نمایش گذاشت. خیلی از مناطق ایران سفیدپوش شدند. این بارش رحمت الهی چند روزی کام کشاورزا، دامدارها و حتی مردم شهرهای مختلف رو شیرین کرد. چون کام تشنه سرزمین ما خیلی نیاز به این بارش ها داشت؛ امیدوارم همچنان ادامه داشته باشد...
فقط الآن فکر من پیش اون سربازهای عزیزی مونده که توی این برف و بوران و سرما، بالای برجک یا روی زمین دارن پست میدن. من خودم تجربه این وضعیت رو دارم. خیلی سخته؛ سرما حتی از لابلای چندین لبا

ادامه مطلب  

تخريبگرِ روياها  

 
واکنش مان هرچه باشد، چه معترض باشیم چه آزرده، چه منزجر باشیم چه شیفته، باید بپذیریم که شوپنهاور مُهر تحقیر و یاس اش را تا ابد بر بشریت زده است. توهم این کامجوی توهم باخته، باورها و امیدها و شعر و آرزو را زیر و رو کرده، آرمان را نابود کرده، اعتماد جان ها را ویران کرده، عشق را کشته، پرستش جوهره زن را سرنگون کرده، امید دل ها را درهم شکسته، غول آسا ترین کاری را که در شکاکیت شدنی بوده به انجام رسانده. تمسخرش را در همه چیز دوانده و همه چیز را از درو

ادامه مطلب  

تخريبگرِ روياها  

 
واکنش مان هرچه باشد، چه معترض باشیم چه آزرده، چه منزجر باشیم چه شیفته، باید بپذیریم که شوپنهاور مُهر تحقیر و یاس اش را تا ابد بر بشریت زده است. توهم این کامجوی توهم باخته، باورها و امیدها و شعر و آرزو را زیر و رو کرده، آرمان را نابود کرده، اعتماد جان ها را ویران کرده، عشق را کشته، پرستش جوهره زن را سرنگون کرده، امید دل ها را درهم شکسته، غول آسا ترین کاری را که در شکاکیت شدنی بوده به انجام رسانده. تمسخرش را در همه چیز دوانده و همه چیز را از درو

ادامه مطلب  

 

آدم به یک جایی می رسد که دست به خودکشی می زند، نه اینکه تیغ بردارد و رگش را بزند، نه! قید احساساتش را می زند. آدم به یک جایی می رسد که نه اینکه به این راحتی ها قید احساسش را بزند، بلکه احساساتش را حبس می کند و یک دیوار از سکوت رویش می کشد.
اینکه آدم یه حسی داشته باشه، خشمگین باشه، ناراحت بشه، عصبانی، غمگین، خوشحال، دلخور، شرم‌زده یا هر حس دیگه‌ای داشته باشه، حتی اگه حسش بد باشه، بهتر از اینه که آدم به جایی برسه که دیگه هیچ حسی نداشته باشه. هیچ فر

ادامه مطلب  

تفسیر آهنگ فریاد هایده توسط دکتر خانومیان  

خب به یاد قدیم، گفتم از این پستا بذارم.
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا دل تنگ مرا مشكن خدایا خدایا خدایا خب اینکه کاملا مشخصه. میگه که خدای مهربان و بخشنده، ای آمرزنده، ای دوست عزیز، این امید بی صاحاب مونده ای که به من دادی رو ازم نگیر من دور از آشیانم سر به آسمانم بی نصیب و خسته ینی من که تو خونه م نیستم( خونه، اینجا به معنی جاییه که دل باشه ها. در جریانین که) بعله میگه من که تو خونه ی خودم نیستم. وقتی دلم میگیره به آسمون نگاه میکنم و به ا

ادامه مطلب  

شعری زیبا برای آزادی فلسطین به انتخاب حاج مجیدطاهری  

 
کودک بیدارنیلم از چه خوابم می کنند
درغبار آرزوها در حجابم می کنند
موج اقیانوس دارد ساحل فریاد من
روی مرداب تحجّرچون حبابم می کنند
من که با تکبیر خون هر لحظه محرم گشته ام
در حریم یار نامحرم خطابم می کنند
عطر یاس همدلی دارد گل احساس من
در کویر خشک تنهایی مجابم می کنند
من کی ام از بی نوایان دیار بی نشان
این نشان داران ز شهر خود جوابم می کنند
تا بریزم لحظه لحظه قطره قطره آبرو
در میان کورۀ ذلت مذابم می کنند
در کنار سفرۀ رنگین خوش اقبالشان
دم به دم

ادامه مطلب  

شعری زیبا برای آزادی فلسطین به انتخاب حاج مجیدطاهری  

 
کودک بیدارنیلم از چه خوابم می کنند
درغبار آرزوها در حجابم می کنند
موج اقیانوس دارد ساحل فریاد من
روی مرداب تحجّرچون حبابم می کنند
من که با تکبیر خون هر لحظه محرم گشته ام
در حریم یار نامحرم خطابم می کنند
عطر یاس همدلی دارد گل احساس من
در کویر خشک تنهایی مجابم می کنند
من کی ام از بی نوایان دیار بی نشان
این نشان داران ز شهر خود جوابم می کنند
تا بریزم لحظه لحظه قطره قطره آبرو
در میان کورۀ ذلت مذابم می کنند
در کنار سفرۀ رنگین خوش اقبالشان
دم به دم

ادامه مطلب  

طاقت نداری ببینی. ..میدونم ! این همه طاقتُ صبوری از من!  

صد دفه از خواب بیدار شدمو همش کابوس میدیدم.  . 
خدا خودت بخیر کن.  . 
خودت مواظب ِ خانوادم ُ داداشیم باش.  . خودت مواظب ِ من باش  . . 
اللّه ِ عزیزم.  . . 
 
 
+ طاقت نداری ببینی میدونم.  ..این همه طاقتُ صبوری از من!  / صبوری ؛ چاوشی  . .
 
* صد دفه خواستم بنویسم برای ِ مامانش ، نسیم خیلی دختر ِ محکمیه.  .  خیلی هم به شما وابسته س.  . اصلاً نگران نباشین هر چی باشه اولین محرمش شما هستین.  . اما دوباره پاکش کردم.  .. گفتم که چرا

ادامه مطلب  

سوز دل مرتضی ، شهادت حضرت زهرا ، شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی  

سوز دل مرتضیدر سوگ حضرت زهرا(س)شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)................................................از سوز دل نوایی،شب ها به گوش آیدزین ناله هر دلی را،اندر خروش آیدگویی که نی نوا کرد،جانسوز تر ز عالمیک مرد سوی قبری،در سوز و آه آیددر نیمه های هرشب،وقتی همه به خوابنداو مرثیه بخواند،اشکش به جوش آیدربحانۂ پیمبر،خاتون روز محشربنگر به حال حیدر،آسیمه سر بر آیدطفلان درون خانه،بگرفته اند بهانهبزم عزای مادر،هر لحظه گوش آیداز دیدگان روانه،اشکش رسد ب

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گریه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گریه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

 

سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاداولین کسی که اون غذا رو دوست نداره خودشه،سلامتی دل نگرونیاش از دست حرفات که نه ته دارن نه سر. سلامتی اون دوست داشتن بی دریغ خواهر و برادر سلامتی اون سکوت تلخ ته چشمای پدر سلامتی اونایی که به پدرو مادرهاشون احترام می ذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچیک بشن،کوچیک ترها هیچ وقت بزرگ نمی شن سلامتی اون کسی که وقتی بردم گفت اون رفیق منه، وقتی باختم گفت من رفیقتم سلامتی مردایی که از پل نامردی رد نمی شن ول

ادامه مطلب  

 

فقط همین امروز روحیه ت رو حفظ کن 
فقط همین امروز روحیه ت رو نباز 
باشه ؟ !
وقتی به خدا ایمان داشته باشی ، هیچ چیزی ناآرامت نمیکنه 
 
 
بیام و به همدیگه روحیه بدیم .. یادمون باشه آدمها خودشون خوووب ناامید شدن رو کم آوردن رو خسته شدن رو ... بلدن .. لازم نیست چیزی که خودش دارن و میدونن رو دوباره بهشون بدیم دوباره به یادشون بیاریم .. اینطوری همین ها رو براشون محکم تر میکنیم 
پس بهتره یا بهشون روحیه بدیم یا لطفن سکوت کنیم 

ادامه مطلب  

شفیع محشر فاطمه،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

فاطمه شفیع محشرشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)............................................ای شفیع روز محشر،دل ربای مرتضیای امید قلب حیدر،دخت پاک مصطفیای که در روز جزا،گیری تو دست بی نوامهر آن پرونده را،امضا کنی تو از سخاتو خریداری به گوهر های،اشک روضه هامی خری گریه کنان ،خامس آل عبااندرون روضه ها،هر گوشه هر جا بوده ایمی شناسی گریه کن،سینه زن هم بوده ایخرج روضه از دو دستان شما برکت گرفتچای روضه از سخا و لطف مادر دم گرفتکاش ما هم خرج روضه ،فاطمیه می شد

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(شهریار)  

شهریار

عاشقانه ها 1699

با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود کاش می شد باز در خوابم گذاری داشتی عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن، سکوت دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی.....

شهریار

 
 



عاشقانه ها 1041

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی چه شرابی به تو دادن که مدهوش شدی تو که آتشکدهء عشق و محبت بودی چه بلا رفت ک

ادامه مطلب  

سخن بزرگان هر ملت شناسنامه آن ملت است(شهریار)  

شهریار

عاشقانه ها 1699

با نوازش می کشیدی آه و می گفتی ببخش سربه دوشم هق هق بی اختیاری داشتی وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی صبح بوی گل تمام خانه را پر کرده بود کاش می شد باز در خوابم گذاری داشتی عشق یعنی بی گلایه لب فرو بستن، سکوت دلخوش از اینکه شبی با او قراری داشتی.....

شهریار

 
 



عاشقانه ها 1041

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی چه شرابی به تو دادن که مدهوش شدی تو که آتشکدهء عشق و محبت بودی چه بلا رفت ک

ادامه مطلب  

کنار من پر است از جای خالیت...!  

 
 
 
 
 
 
 
گاهی اوقات بغض از سکوت مطلق است ...
 
 
که خانه نشین گلوگاه آدمی میشود...
 
 
گاهی اما ...
 
 
از حرف داشتن و گوشی برای شنیدنش نداشتن ...
 
 
گاهی از دوست دارم های نگفته ...
 
 
و گاهی حسرت گفتن دوستت دارمی که ...
 
 
هرگز نباید گفته میشد...
 
 
آن قدر جای خالیت اینجاست ...
 
 
که کنارم دراز میکشد...
 
 
برایم قصه میگوید ...
 
 
سر بر شانه ام میگذارد...
 
 
و گاهی باهم گریه میکنیم ...
 
 
آن قدر به نبودنت عادت کرده ام ...
 
 
که اگر یک روز بیایی...
 
 
دلم برای ج

ادامه مطلب  

کنار من پر است از جای خالیت...!  

 
 
 
 
 
 
 
گاهی اوقات بغض از سکوت مطلق است ...
 
 
که خانه نشین گلوگاه آدمی میشود...
 
 
گاهی اما ...
 
 
از حرف داشتن و گوشی برای شنیدنش نداشتن ...
 
 
گاهی از دوست دارم های نگفته ...
 
 
و گاهی حسرت گفتن دوستت دارمی که ...
 
 
هرگز نباید گفته میشد...
 
 
آن قدر جای خالیت اینجاست ...
 
 
که کنارم دراز میکشد...
 
 
برایم قصه میگوید ...
 
 
سر بر شانه ام میگذارد...
 
 
و گاهی باهم گریه میکنیم ...
 
 
آن قدر به نبودنت عادت کرده ام ...
 
 
که اگر یک روز بیایی...
 
 
دلم برای ج

ادامه مطلب  

تجربه‌گرایی و سوبژکتیویته  

تجربه‌گرایی چیست و چه نسبتی با سوبژکتیویته دارد؟ تجربه‌گرایی آن‌گونه که در این کتاب به کار رفته مفهومی بیشتر سیاسی است تا معرفت‌شناختی. سرشتِ تجربه‌گراییِ معرفت‌شناختی را ژان لاک با این اصل که «همه‌ی شناخت ما درنهایت از تجربه نشئت می‌گیرد» تعین بخشید. این اصل در قالبِ یک هنجار قرار است همچون معیاری برای شناساییِ معرفتِ راستین به کار آید. اما تجربه‌گراییِ سیاسی به جای جست‌وجوی هنجارهایی از این دست، نفس ِ هنجار را به مسئله بدل می‌کن

ادامه مطلب  

روز اول - ای خالق مهربان  

 
ای خالق مهربانای خالق مهربان، مرا وسیله‌ی صلح و آشتی خود قرار ده، تا آنجا که نفرت است، حامل عشقجایی که نفاق است حامل یک رنگیجایی که نادرستی است حامل درستیجایی که شک است حامل یقینجایی که ناامیدی است حامل امیدجایی که تاریکی است حامل نور و در جایی که غم است حامل شادی باشم.
 
 
 
 
خب، این اولین نوشته‌ی منه، عنوانش روز اول هست ولی خب الان روز دوازدهم رو سپری می‌کنم.بذارید به حساب بی‌حوصلگی‌های پس از ترک نیکوتین که ممکنه تجربه کرده‌باشید و ی

ادامه مطلب  

سارا منجزی پور مدل تبلیغاتی یک برند خارجی شد  

سارا منجزی پور مدل تبلیغاتی یک برند خارجی شد
بازیگران ایرانی
سارا منجزی پور بازیگر 34 ساله ی خوش پوش و اهل اهواز سینمای ایران که سابقه بازی در فیلم های تلویزیونی را نیز دارد در آخرین فعالیت مدلینگ خود ، مدل شرکت الیکسا که در زمینه ساعت و جواهرات فعالیت میکند ، شده است. در ادامه عکس های سارا منجزی پور که برای تبلیغ محصولات شرکت الیکسا است را مشاهده میکنید.
جدید ترین عکس های سارا منجزی در تبلیغ برند الیکسا
جدید ترین عکس های سارا منجزی در تبلیغ

ادامه مطلب  

سارا منجزی پور مدل تبلیغاتی یک برند خارجی شد  

سارا منجزی پور مدل تبلیغاتی یک برند خارجی شد
بازیگران ایرانی
سارا منجزی پور بازیگر 34 ساله ی خوش پوش و اهل اهواز سینمای ایران که سابقه بازی در فیلم های تلویزیونی را نیز دارد در آخرین فعالیت مدلینگ خود ، مدل شرکت الیکسا که در زمینه ساعت و جواهرات فعالیت میکند ، شده است. در ادامه عکس های سارا منجزی پور که برای تبلیغ محصولات شرکت الیکسا است را مشاهده میکنید.
جدید ترین عکس های سارا منجزی در تبلیغ برند الیکسا
جدید ترین عکس های سارا منجزی در تبلیغ

ادامه مطلب  

گرفتن عكس وكتك كاری  

 






دریكی ازروزهای ماه رمضان عراقی ها بچه ها را یكی یكی دركنار دیوار زرد رنگ اول اردوگاه قراردادند وعكاسانی كه لباس شخصی به تن داشتند ازآنها عكس می گرفتند.
بدن های نحیف وسرهای تیغ زده مسلما عكس ها را جالب ورؤیایی می كرد.بعدها فهمیدیم كه این عكس ها برای نصب درپرونده ی اسرامی باشد.
بی اختیاربه یادعكس زندانیانی می افتادم كه درروزنامه هابه چاپ می رسید.دراین زمینه آن روزبا بچه ها خیلی شوخی كردیم .
وقتی كارگرفتن عكس تمام شد ماشین حامل اجناس فروش

ادامه مطلب  

فریاد زدم دوستت دارم  

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!اشکهایم را همه دیدند!آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!گرفتا

ادامه مطلب  

فریاد زدم دوستت دارم  

فریاد زدم دوستت دارم صدایم را نشنیدی!اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردی!گفتم بدون تو میمیرم ، لبخندی تلخ زدی !از دلتنگی ات اشک ریختم ، چشمهای خیسم را ندیدی!چگونه بگویم که دوستت دارم تا تو نیز در جواب بگویی که من هم همینطور!چگونه بگویم که بی تو این زندگی برایم عذاب است ، تا تو نیز مرا درک کنی!صدای فریادم را همه شنیدند  جز او که باید میشنید!اشکهایم را همه دیدند!آشیانه ای که در قلبت ساخته ام تبدیل به قفسی شده که تا آخر در اینجا گرفتارم!گرفتا

ادامه مطلب  

مردان مرد  

    صفحات تقویم دوباره ورق می خورند و پنج شنبه ای دیگر می آید مثل همیشه دلگیر،غم آلود،ابری اما
 نه این بار فرق می کند؛ پنج شنبه ای می آید سیاه، سیاه برای ایران، برای خانواده های منتظر وبرای...
     در ساعت 7:59 صبح وقوع حادثۀ حریق در ساختمان پلاسکو به آتش نشانی اطلاع داده می شود.
 آتش نشانان جان برکف آماده مبارزه با شعله های بی رحم آتش می شوند. محل حادثه مملو است از
مردمان گوشی به دست، مثلی که  تنها کسان دلسوز در این مهلکه آتش نشانان هستند و عده ا

ادامه مطلب  

مردان مرد  

    صفحات تقویم دوباره ورق می خورند و پنج شنبه ای دیگر می آید مثل همیشه دلگیر،غم آلود،ابری اما
 نه این بار فرق می کند؛ پنج شنبه ای می آید سیاه، سیاه برای ایران، برای خانواده های منتظر وبرای...
     در ساعت 7:59 صبح وقوع حادثۀ حریق در ساختمان پلاسکو به آتش نشانی اطلاع داده می شود.
 آتش نشانان جان برکف آماده مبارزه با شعله های بی رحم آتش می شوند. محل حادثه مملو است از
مردمان گوشی به دست، مثلی که  تنها کسان دلسوز در این مهلکه آتش نشانان هستند و عده ا

ادامه مطلب  

جای نشین تو  

نواختن سه تار مثل طلسمی شده بود. سه تارم مدتهای زیادی خاک میخورد. دوستش داشتم. برای داشتنش زحمت کشیده بودم. ساختارشکنی ها کرده بودم. ولی آنقدر برای نواختنش گیر و گره در کار افتاد که از ذوق افتادم. کمی که گذشت دیگر از سرم افتاد. ساکت به دیوار اتاق آویختمش و دل در بند "دف " بستم. دف را راحتتر به دست آوردم. به من می آمد. گیر و گرهی نداشت و با لب خندان بین دستهایم جای خوش کرد. اما همین که صدای خنده ام با دف به هوا رفت، همین که صدایش در گوشم پیچید، حسی مثل

ادامه مطلب  

نوشتن های پس از هیچ، در شب گرگ، به ادایِ ساداتِ صبح  

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت!
هربرت مارکوزه
از گردونه های پیچاپیچِ این لوله بخاری که دیده گان به بالا می سُرانم، همه سیاهی است مگر کورسوی روزنه ای آن دوردستهای بالا دست، که به زور پیدایش نیست...من آن «تبعیدی داخلی» اراده می کنم چون حکمایِ رواقی که خود را از دوزخ دنیا دور کنم، دور و دورتر در جبریتِ لوله بخاری، نمی دانم چه ام شده که هم چنان نقش دنیای آرامی پیش دیده گان خسته ام به تصویر می کشم...اما چطور می توانم نقش زد که لوله بخاری تن

ادامه مطلب  

نوشتن های پس از هیچ، در شب گرگ، به ادایِ ساداتِ صبح  

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت!
هربرت مارکوزه
از گردونه های پیچاپیچِ این لوله بخاری که دیده گان به بالا می سُرانم، همه سیاهی است مگر کورسوی روزنه ای آن دوردستهای بالا دست، که به زور پیدایش نیست...من آن «تبعیدی داخلی» اراده می کنم چون حکمایِ رواقی که خود را از دوزخ دنیا دور کنم، دور و دورتر در جبریتِ لوله بخاری، نمی دانم چه ام شده که هم چنان نقش دنیای آرامی پیش دیده گان خسته ام به تصویر می کشم...اما چطور می توانم نقش زد که لوله بخاری تن

ادامه مطلب  

همیشه ...  

باید کسی باشد...که معنی سه نقطه های انتهای جمله هایت را بفهمد...همیشه ...باید کسی باشد...تابغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد...باید کسی باشد...که وقتی صدایت لرزید...که اگر سکوت کردی...که اگر بهانه گیر شدی...که اگر سردرد را بهانه اوردی برای رفتن و نبودن...بفهمد که درد درای....بفهمد که زندگی درد دارد...بفهمد دلت برای چیزهای کوچک تنگ شده...بفهمد دلت برای رفتن برای دویدن تنگ شده...آری باید همیشه کسی باشد...ولی...ولی...افسوس....که نیست...دراز میکشمخیره میشوم ب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1