تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


اَوسَنَه (2)  

از راویان اخبار و ناقلان گفتار نقل است. در میانه کویری که حد و مرزش بر ذی وجودان مکشوف نبود. برکه ای و مرغزاری بود که پرندگان و چرندگان ره گم کرده در کویر را مأوا و مسکنی موقت بود. شاه و حاکم آن برکه شب پره ای بود که ساکنانش بدون اجازت و فرمان وی قدم از قدم برنمی داشتند. وی را منهیان و گماشتکان پیدا و پنهان فراوان بود. اگر لغزشی و پرسشی از پرنده و چرنده ای امکان بروز می یافت. به آنی به گوش وی برسیدی. او هم به تشخیص و صلاح دید خویش خاطی را مکافات می د

ادامه مطلب  

شب  

شب که می آید هوای عشق بهتر می شود
در خیال ام  برکه با دریا برابر می شود 
طاق ابروی غزل از طاق کسری خوب تر 
چشم من  از شوق دیدار یکی ،تر می شود 
شعر می گیرد سراغ  مست را از چشم من 
هم نشین ام شعر های خوب« قیصر »می شود 
یاد تو می افتم   و موی های  پشت شانه ات
خانه ام سرشار از گل های قمصر می شود     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

 

 
دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرموچکه چکه می چکم...به سطر های دفترمتو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال منمن آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورمتو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شبدوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورمشنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرمگلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسدخودم قفس خریده ام ...برای این کبوترمشبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه هاقدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برمغزل بخواب می رود...به انت

ادامه مطلب  

خواب..  

شب بر روی شیشیه های تار مینشست آرام چون خاکستری تبدار باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو میکرد پیچ نیلوفر چو دودی موج می زد بر سر دیوار در میان کاجها جادوگر مهتاب با چراغ بی فروغش می خزید آرام گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو میکرد من خزیدم در دل بستر خسته از تشویش و خاموشی گفتم ای خواب ای سر انگشت کلید باغهای سبز چشمهایت برکه تاریک ماهی های آرامش کولبارت را بروی کودک گریان من بگشا و ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پری

ادامه مطلب  

کمی به من برگرد...!  

 
 
 
 
 
می ‌ترسیدم عاشقت شده باشم...
 
 
 
مثل زمین...
 
 
 
که میترسید زیر برکه ی کوچکی غرق شود....
 
 
 
و آسمان...
 
 
 
که می‌ دانست یک شب، پرنده‌ای...
 
 
 
تمام بادهایش را به مسیرِ دیگری می ‌بَرد...
 
 
 
می ‌ترسیدم...
 
 
 
و عشق در تمامِ خواب‌هایم می‌غلتید...
 
 
 
می ‌ترسیدم...
 
 
و ملافه ‌ها حالتِ تهوّع داشتند...
 
 
 
گاهی...
 
 
 
برای ترسیدن دیر می ‌شود...
 
 
 
آنقدر که دست‌هایت را...
 
 
 
با تمامِ پنجره‌ها باز می ‌کنی ...
 
 
 
و یادت میرود از هر زا

ادامه مطلب  

خط پایان  

شبیه امتداد خط پایان است.زندگی ام را میگویم.
از آخرین باری که در تنهایی اشک ریخته ام ماه ها گذشته.  ار اخرین باری که به احساساتم فکر کردم سالها...و من!!! بعد از تمام این سالها و ماه ها به این نتیجه رسیده ام که زندگی ام خیلی وقت است از خط پایان گذاشته و دارد بی دلیل!!!شاید تنها به صرف نفس کشیدن خط سیرش را ادامه میدهد..البته زندگی احساسی ام را میگویم!همان زندگی قلبی و درونی که گاهی همه ما درگیرش میشویم.. و هستند انسان هایی چون من که درگیرش میشوند آنقدر

ادامه مطلب  

تجربه یک تاجر ۶۲ ساله پس از ایست قلبی  

پس ازآنکه دربیمارستان از مرگ بازگشتم، اولین چیزی که مشاهده کردم، یک گل بود.‌ باور کنید پس از مشاهده ی آن از فرط شادی فریاد کشیدم... پس از بازگشت از آن جهان، اولین مطلبی که بدان آگاهی یافتم این بود که همه ی ما جزو یک خلقت عظیم کیهانی هستیم. ما هرگز نمی توانیم به دیگر انسان ها و موجودات آزار برسانیم، بدون اینکه خودمان صدمه ببینیم. ما در بسیاری از موارد به صورت اندوهناکی اشتباه می کنیم.یک تاجر ۶۲ ساله پس از ايست قلبی
به کانال تجربیات نزدیک به مرگ

ادامه مطلب  

مذهبی : آقا سلام ؛ جمعه ی دلگیرتان بخیر  

آقا سلام ؛ جمعه ی دلگیرتان بخیر
قد قامت العزا ؛ غم تکبیرتان بخیراین جمعه هم براق تو را زین نکرده اندصبح غلاف کرده ی شمشیرتان بخیردارد که آه میکشد و درد میکشددر این فراق رشته ی تدبیرتان بخیرجمعه ، تمام دشت پر از برکه های توستاین جمعه نیست رحمت بی انتهای توستگرچه وظیفه ای ست برایت دعا کنماما ظهور چشم به دست دعای توستاین دردها که درد من است و گناه منهمواره مایه ی غم و شرم و حیای توستاصلا بیا که گریه بریزم به پای توحالا که فاطمیه بهار عزای توستآق

ادامه مطلب  

آقا بيا؟؟؟؟؟؟؟  

اَللّٰهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِّكَ الْفَرَج:
دلها شده دوباره پریشان مادرتآقا بیا به مجلس ما جان مادرت
روزی فاطمیه ی ما را زیاد كندست شماست سفره ی احسان مادرت
در فاطمیه بیعت خود تازه می كنیمتا كه شویم باز مسلمان مادرت
تصدیق می كنیم كه تطهیرمان كنیشاید شویم سائل و مهمان مادرت
وقتی برای آمدنت كم گذاشتیمگشتیم شیعیان پشیمان مادرت
ای مرد انتقام كتك خورد ه ها ببینافتاده ايست پشت در خانه مادرت
آبادتر شدند حرم های اهل بیتغیر از مزار خاكی پنهان مادرت


ادامه مطلب  

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر  

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدير
«اجتناب از زخارف دنیا و زینتهای دنیا برای شخص خود»؛ از بلاهای حکومتهای دنیا یکی همین است؛ چون رئیس کشور که شدیم، منابع مالی کشور در اختیار ما است؛ وسوسه بشویم؛ [بگویم‌] اینجا زمینِ خوب هست، اینجا امکاناتِ خوب هست، اینجا پولِ خوب هست؛ از اینها یک سهمی حالا [برداریم‌]. آنهایی که خیلی شقی و بدبخت و روسیاهند، همه‌اش را برای خودشان برمیدارند، مثل رضاخان؛ آنهایی که یک خرده‌ای انصافشان بیشتر ا

ادامه مطلب  

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدیر  

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید غدير
«اجتناب از زخارف دنیا و زینتهای دنیا برای شخص خود»؛ از بلاهای حکومتهای دنیا یکی همین است؛ چون رئیس کشور که شدیم، منابع مالی کشور در اختیار ما است؛ وسوسه بشویم؛ [بگویم‌] اینجا زمینِ خوب هست، اینجا امکاناتِ خوب هست، اینجا پولِ خوب هست؛ از اینها یک سهمی حالا [برداریم‌]. آنهایی که خیلی شقی و بدبخت و روسیاهند، همه‌اش را برای خودشان برمیدارند، مثل رضاخان؛ آنهایی که یک خرده‌ای انصافشان بیشتر ا

ادامه مطلب  

محمدتقی بهجت  

محمدتقی بهجت فومنی (زادهٔ ۲ شهریور ۱۲۹۵ در فومن – درگذشتهٔ ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ در قم)،[۱] از عرفای نامدار و از مراجع تقلید سرشناس شیعه بود. او از شاگردانمحمدحسین غروی اصفهانی (مشهور به کمپانی) و سید علی قاضی بود[۲] و از جانب سید علی قاضی لقب فاضل گیلانی گرفته بود.[۲][۳] وی در ۹۲ سالگی به علت ايست قلبی در بیمارستان ولیعصر قم درگذشت[۴] و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.

ادامه مطلب  

«هم ابد»  

هر روز و هر لحظه در این سکوت مبهم سیر می‌کنم و با هر قدم به ماجرای دشوار سفر نزدیک‌تر می‌شوم
رفیق سفرهای دلپذیر و دشوار!
دلم برای همه لحظه‌های سفر تنگ شده ...
سفرنوشته‌ها و دل‌نیازهای زیادی از تو در دل و جانم حک شده
یکی یکی می‌خوانمشان
و هر بار به آفاق و انفسی می‌نگرم که باید با تو طی می‌شد اما بی‌همسفر ماند!
 
می‌روم اما به سختی
می‌روم اما به دلتنگی
می‌روم اما با کوله‌باری از خاطراتت و با انتظار دیداری که در انتهای سفر مرا و تو را به هم پ

ادامه مطلب  

شعب انجمن تعزیه ایرانیان در شهرستان های خراسان شمالی تشکیل می شود  

 
شعب انجمن تعزیه ایرانیان در شهرستان های خراسان شمالی تشکیل می شود
شیروان- ایرنا- سرپرست معاونت امور هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان شمالی گفت: هر شهرستانی که 50 نفر تعزیه خوان داشته باشد یک شعبه انجمن تعزیه ایرانیان در آن راه اندازی می شود.
 
به گزارش ایرنا ابوالحسن حیدری دوشنبه در نشست هم اندیشی سرپرستان انجمن تعزیه شهرستان های خراسان شمالی در شیروان با بیان اینکه بخشی از حق الزحمه اعضای هنرمندان تعزیه را اداره کل فرهنگ و ارشاد

ادامه مطلب  

شعب انجمن تعزیه ایرانیان در شهرستان های خراسان شمالی تشکیل می شود  

 
شعب انجمن تعزیه ایرانیان در شهرستان های خراسان شمالی تشکیل می شود
شیروان- ایرنا- سرپرست معاونت امور هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان شمالی گفت: هر شهرستانی که 50 نفر تعزیه خوان داشته باشد یک شعبه انجمن تعزیه ایرانیان در آن راه اندازی می شود.
 
به گزارش ایرنا ابوالحسن حیدری دوشنبه در نشست هم اندیشی سرپرستان انجمن تعزیه شهرستان های خراسان شمالی در شیروان با بیان اینکه بخشی از حق الزحمه اعضای هنرمندان تعزیه را اداره کل فرهنگ و ارشاد

ادامه مطلب  

 

 
تمام ساعت را می ترسملباسهایم حتی می ترسندو دستهایم از دستهایش می ترسندچرا نترسم آخر، چرا نترسم؟چراغ سبز تخیل،کنار خرمن پنبه ستکه گر بگیرد در من، تمام گردم من؛و آفتاب تموز است در نهایت اوجکه گر بگیرد در برف، برف های تمیزکه گر بگیرد در من، تمام آب شوم؛و کهکشان غریبی استبدور خلوت هذیانی شبانه ی منکه گر بگیرد در من، تمام کاه شومو شب که راه بیفتمصدای نرمی از آن جویبار بی مانندبه من، به لحن غریبی، که چون عبور نسیمی است،عبور چلچله ای ، بال بال ش

ادامه مطلب  

دیوانه های لعنتی  

خیلی وقت پیش چشم هایم کمتر میدید
عینک هم نداشتم 
و آفتاب و باران و برف و شب و روز برایم بی معنی بود 
حتی توی پیاده رو که راه میرفتم 
صدای خیابان و آدم ها سیاه بود 
اما به خانه که میرسیدم
توی پارک که با بچه ها قرار میگذاشتم
و حتی وقتی که با تو حرف میزدم
لبخند شما آدم های عجیب و غریب را شفاف می دیدم
راستش نمیدانستم چرا و چگونه این همه تصویر جلو چشمانم سیاه میروند 
اما لبخند این چند دیوانه ی بیرون قفس برایم روشن و پیداست 
شاید چون یکی از این آدم ها

ادامه مطلب  

295  

اصلا نمیفهمم چه حالی دارم دیگر کم کم میروم روبه سمتی که دیگر حتی خودم هم نمیتوانم بفهمم دردم چیست... آنقدر امروز قلبم درد داشت که دیوانه وار به خود میپیچیدم آنقدر که گاه به زور نفس میکشیدم  ولی نمیفهمیدم علت دردهایش چیست قبلا گاهی کور سوی ذهنم میکشید و میفهمید دردش چه هست ولی این روزها دیگر نمیفهمم دلیل این حالم چیست دلیل این درد هایم چیست دلیل این احوال پریشانو بی حوصلگی هایم چیست... حالا دیگر من مانده ام و این احوالی که دیگر نمانده این قلبی

ادامه مطلب  

هاجرانه  

حدیث هاجربه حدیث استیصال و تشنگی واعجازگره خورده پس قصه هاجربه پایان نرسیده  هاجرهمسردوم ابراهیم نبی بربلندای کوه صفا درمانده وپریشان.تشنگی مفهوم بی تاب کننده ايست... هفت بارازاین کوه به آن کوه به هوای جرعه ای هروله کرده وجزسراب ندیده صدای لرزانی دربیابان می پیچد هل بالوادی من انیس ایا دراین سرزمین انیس وهمدمی هست؟آخراین تراژدی امید سرمی رسد درناامیدی بی اندازاه ای این بهترین شکل ممکن است وگرنه آدم هلاک می شود  پیش ازهلاک ما زمزمی بایدب

ادامه مطلب  

پانزدهمین همایش ملی طب کل نگر  

موسسه تحقیقات حجامت ایران نمایندگی خراسان رضوی با همکاری سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد‌ برگزار میکنند: پانزدهمین همایش ملی طب کل نگر با موضوع نامه زرین امام رئوف(رساله ذهبیه)سخنرانان: حکیم حسین خیراندیشدکتر محمد رسول دریاییدکتر‌محمدرضا کریمی فرزقیحکیم سید نظریزمان:پنجشنبه ۲۱ مرداد ماه ۱۳۹۵ساعت ۹.۳۰ الی ۱۳.۳۰مکان:مشهد، تقاطع بلوار شهید رستمی و شیرودی فرهنگسرای غدير شهرداریورود عموم علاقه مندان آزاد و بلامانع است.خواهشمند است کو

ادامه مطلب  

پانزدهمین همایش ملی طب کل نگر  

موسسه تحقیقات حجامت ایران نمایندگی خراسان رضوی با همکاری سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری مشهد‌ برگزار میکنند: پانزدهمین همایش ملی طب کل نگر با موضوع نامه زرین امام رئوف(رساله ذهبیه)سخنرانان: حکیم حسین خیراندیشدکتر محمد رسول دریاییدکتر‌محمدرضا کریمی فرزقیحکیم سید نظریزمان:پنجشنبه ۲۱ مرداد ماه ۱۳۹۵ساعت ۹.۳۰ الی ۱۳.۳۰مکان:مشهد، تقاطع بلوار شهید رستمی و شیرودی فرهنگسرای غدير شهرداریورود عموم علاقه مندان آزاد و بلامانع است.خواهشمند است کو

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گریه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گریه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گریه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گریه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

چهاردهمین همایش ملی طب کل نگر  

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عباداتستاد همایشهای ملی طب کل نگر با همکاری موسسه تحقیقات حجامت ایران نمایندگی خراسان رضوی برگزار میکند:☘چهاردهمین همایش ملی طب کل نگر☘با موضوع طب سنتی و حجامت از دیدگاه حضرت علی بن‌موسی الرضا علیه السلام و بررسی چالشهای فرا روی طب ایرانی اسلامیبا حضور مسئولین و اساتید کشوری:حکیم حسین خیراندیشدکتر حسین روازادهآیت الله تبریزیانحکیم سید محمد موسویدکتر حسن اکبریحکیم سید محمدعلی نظریدکتر محمدرضا کریمی فرزق

ادامه مطلب  

چهاردهمین همایش ملی طب کل نگر  

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عباداتستاد همایشهای ملی طب کل نگر با همکاری موسسه تحقیقات حجامت ایران نمایندگی خراسان رضوی برگزار میکند:☘چهاردهمین همایش ملی طب کل نگر☘با موضوع طب سنتی و حجامت از دیدگاه حضرت علی بن‌موسی الرضا علیه السلام و بررسی چالشهای فرا روی طب ایرانی اسلامیبا حضور مسئولین و اساتید کشوری:حکیم حسین خیراندیشدکتر حسین روازادهآیت الله تبریزیانحکیم سید محمد موسویدکتر حسن اکبریحکیم سید محمدعلی نظریدکتر محمدرضا کریمی فرزق

ادامه مطلب  

برگزاری جلسه نقد کتاب روایت آفتاب در کتابخانه شهدای اندیمشک  

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه های عمومی شهرستان اندیمشک، همزمان با سی و هشتمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مراسم نقد کتاب روایت آفتاب: نگاهی به زندگی اسوه اخلاق شهید محمد قاسمی زاده به قلم عباس اسلامی پور درمحل کتابخانه ی عمومی شهدای اندیمشک برگزار گردید.
در این جلسه نویسنده کتاب، جمعی از اعضای محترم انجمن شاعران و نویسندگان شهرستان اندیمشک، اساتید دانشگاه، اعضای فعال کتابخانه، جمعی از کتابداران حضور داشتند وحاضران به ار

ادامه مطلب  

سفرنامه (آیت الله رجبی اسکستانی )به خلخال واسکستان  

 بسم الله الرحمن الرحیم                                                                                                                                                         هیجدم مرداد نودوپنج زبهرم بهین روزیستدر چنین روزی از برایم بایدهم‌شادمان شد وهم گریستساک وچمدان بستم تا که روم خلخالبا شادمانی وشعف  و قلبی خوشحالمن راکب ومرکبم سمندصفر  سفیدزرشت دور شدیم وغایب از هر دید                                                                       

ادامه مطلب  

جدید ترین شعرهای سیروس اسدی  

جدید ترین شعرهای سیروس اسدی :
ترانه
نوشتم بر گل مهتاب ، با دردسفر کردی به همراه گل زرد
سراسر رنگ اندوه است این دشتگل من با بهار رفته برگرد
پریشان
تو ای کدامین بهار!با کدام قافله آمدیکه عطر تنت راکویر بی بارانسینه گشوده است***    بانوی ایل آفتاب...آه !ای لبخند مذاب...!نامت را سواران دشت بی آوازبه یغما می برندبا طعم تنت که « سپید »با شعر چشمت که« سیاه »هنوز ،تا صبح...تا تو... هزار قبیله ی بی لیلیفاصله است***هنوز خٌنکای سٌکر آور تنتدیوانه ام می کنددر گر

ادامه مطلب  

جدید ترین شعرهای سیروس اسدی  

جدید ترین شعرهای سیروس اسدی :
ترانه
نوشتم بر گل مهتاب ، با دردسفر کردی به همراه گل زرد
سراسر رنگ اندوه است این دشتگل من با بهار رفته برگرد
پریشان
تو ای کدامین بهار!با کدام قافله آمدیکه عطر تنت راکویر بی بارانسینه گشوده است***    بانوی ایل آفتاب...آه !ای لبخند مذاب...!نامت را سواران دشت بی آوازبه یغما می برندبا طعم تنت که « سپید »با شعر چشمت که« سیاه »هنوز ،تا صبح...تا تو... هزار قبیله ی بی لیلیفاصله است***هنوز خٌنکای سٌکر آور تنتدیوانه ام می کنددر گر

ادامه مطلب  

مرگ آزادی  

می دانید هرروز در زندگی شما چه اتفاقی در حال وقوع است؟خواهش می کنم قبل از جواب دادن به این سوال کمی فکر کنید.به زندگی فکر کنید اما نه سطحی و بی منطق.همه ما اسیر شده ایم.اسارت تنها در زندان بودن نیست اسارت یعنی نبودن آزادی برای زندگی نه آزادی برای مردن.بعد ازمرگ انقدر آزاد هستیم که محل دفنمان را هم می توانیم در وصیت نامه ای مشخص کنیم اما در زندگی چطور؟نه آزاد نیستیم.همواره در حال فرار از هزاران اتفاق ناگوار هستیم.ما درکنار هم زندگی می کنیم به د

ادامه مطلب  

شهر گز  

 
درشهر گز که مردم آن مهربان ترین
 خلق خدا بروی زمینند دلخوشیم
از پارک شاه نعمت اللهش که بگذریم
در کاروانسرای عباسی مشوّشیم
 
حاجی محله ايست با مردان غیرتی
البته هم ردیف آن آقا شریف هم
محموده باد مظهر عشق است ودوستی
فیروزه باد وشهرک آن در ردیف هم
 
دادوستد چه رونق خوبی گرفته است
در بین مردمان دل انگیز شهر گز
ازبرکت وجود هرکاسب در این دیار
روشن شود دوچشم دل انگیز شهرگز
 
هرعابری گذر کند از این دیار پاک
خرسند میشود دلش از دید مردمش
از باغداری و

ادامه مطلب  

39)من یه ازمونی دادم اخه...که فکرش هم نمیکردم!!  

بعله! افت هزار تایی خودمو تبریک میگم!!
واقعا نیاز بود بهشD=
احساس کرده بودم اطرافیان خیلی امیدوارن بهم...تصمیم گرفتم شور و شوق الکی پیدا نکنند که برا کنکور بخوره تو برجکشون :/
کار احمقانه ايست ولی از اعتماد اضافه که بهم بشه بدم میاد... و این چنین حق میزان اعتماد اصلی رو ادا مینماییم(((:
برا آزمون بعد انگیزه دارم...هرچند اطرافیان انگیزه ندارن :D
پشتیبان محترمه به آزمون قبلمون مشکوک شده بود!! [نیشخند] من که اینجور برداشت کردم! :/
 
نمیدونمم کی بهش گفته ب

ادامه مطلب  

39)من یه ازمونی دادم اخه...که فکرش هم نمیکردم!!  

بعله! افت هزار تایی خودمو تبریک میگم!!
واقعا نیاز بود بهشD=
احساس کرده بودم اطرافیان خیلی امیدوارن بهم...تصمیم گرفتم شور و شوق الکی پیدا نکنند که برا کنکور بخوره تو برجکشون :/
کار احمقانه ايست ولی از اعتماد اضافه که بهم بشه بدم میاد... و این چنین حق میزان اعتماد اصلی رو ادا مینماییم(((:
برا آزمون بعد انگیزه دارم...هرچند اطرافیان انگیزه ندارن :D
پشتیبان محترمه به آزمون قبلمون مشکوک شده بود!! [نیشخند] من که اینجور برداشت کردم! :/
 
نمیدونمم کی بهش گفته ب

ادامه مطلب  

فراموشی  

سال ها گذشته و من سعی می کنم به پشت سرم با خشم نگاه نکنم.زمان، درس های خوبی به آدم می دهد و هدیه های خوبی هم...بزرگترینش فراموشی است.این درس را زمان می دهد یا زمانه نمی دانم اما هر چه هست فراموشی اتفاق بزرگی است.هرچند برای بدست آوردنش باید بهای فراوانی داد اما با همه ی این پرداخت ها باز لحظه هایی هست که انگار زمان و زمانه به آن کارگر نمی افتد، در ذهن آدم ها می ماند بی آنکه زنگ بزند، بی آنکه زنگار بگیرند و کمرنگ شود حتی...جدایی استاد بی رحمی است.بی ر

ادامه مطلب  

فاطمه (س) کوثر خدا است  

فاطمه (س) کوثر خدا است
 لیلة القدر خدا است. جلوه‏ی جمال خدا است و تفسیر جلال خدا.
فاطمه (س) ادامه‏ی رسول (ص) است و همتای علی (ع) و مادر مهدی  (عج).
فاطمه (س) ،  آموزگار متین شهادت است.
فاطمه (س)  تلاوت بیداری است. سایبان شوق است، تولد بالغ تاریخ است و بهار سرشار دل‏های آشنا.
فاطمه (س)  معرف نهایت کمال زن است و اوج عروج یک انسان.
چشمه‏ی غدير در باغ دستان پرتوان او، به بلوغی رسید
و غديریان از دامان عصمت او، به رویشی رسیدند.
ما، درباره‏ ی فاطمه (س)  بیش‏

ادامه مطلب  

این مطلب عنوان ندارد  

))این مطلب عنوان ندارد))یک تجربه،یک وضعیت تجربه یک خلا وضعیت فقدان فقدانی که ناگهان بر سرت خراب می شود.برقش کورت و رعدش کرت می کند.همچون صاعقه اتش به جانت می زند،شکافی در روزمرگیت می اندازد،زبانت را به لکنت می اندازد اگاهیت را زایل می کند.یک تجربه یک وضعیت ،همچون مغاک،مغاک اگاهی،مرگ اگاهییک تجربه یک وضعیت ،تجربه ای که می شد نباشی ولی هستی،تجربه مرگ،چاه ویل نیستییک تجربه یک وضعیت،تجربه ای که همواره نامیده می شود و مگر می توانی ننامییش.می نام

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1